تصمیم در باره جبران مخارج مالی


هزینه فرصت (opportunity cost)

هزینه فرصت، (به انگلیسی opportunity cost) به معنی هزینه های ناشی از رد بهترین گزینه جایگزین در هنگام اخذ یک تصمیم است.

تعریف هزینه فرصت در هر صنعت متفاوت است و نمی‌توان مزایای آن را با یک دیگر مقایسه کرد اما برای رسیدن به یک تعریف ثابت برای این مفهوم، می‌توان گفت یک منفعت بالقوه است که با انتخاب نکردن یک مسیر، از دست می‌رود.

به تصمیم در باره جبران مخارج مالی گزارش بورسینس، اقتصاد یك علم اجتماعی است كه از عمر آن بیش از چند قرن می‌گذرد. مساله اصلی اقتصاد ، تخصیص منابع بهینه به همراه ارضاء نیازهای بشری است.

اقتصاددانان در جهان هستی به علت اینكه نیازهای بشری نامحدودند و منابع محدود است، به دنبال بهترین راه برای تخصیص منابع هستند؛ كه این مهم با هزینه فرصت به بهترین وجه تبین می‌شود.

هزینه فرصت چیست؟

هزینه فرصت بیانگر منفعت بالقوه‌ای است که تصمیم در باره جبران مخارج مالی یک شخص، سرمایه گذار یا کسب و کار در حین انتخاب یک گزینه نسبت به دیگری آن را از دست می‌دهد. از آن‌جایی که در این تعریف، نمی‌توان مزایای آن را به صورت دقیق مشاهده کرد، منفعت آن را می‌توان به راحتی نادیده گرفت.

از مفهوم هزینه فرصت می‌توان در یافتن مزیت نسبی در تجارت بهره برد؛ البته بیشتر اوقات در اقتصاد، این مفهوم در پروژه‌های اقتصادی مطرح می‌گردد و هدف اصلی از طرح آن نیز بررسی تخصیص بهینه منابع موجود است.

پس می‌توان گفت یکی از مفاهیم کلیدی که در نظریه‌پردازی درباره سرمایه‌گذاری نقش محوری دارد، مفهوم هزینه فرصت است.

تعریف هزینه فرصت که به آن عباراتی چون هزینه اقتصادی، هزینه واقعی یا قیمت سایه نیز می‌گویند، همان هزینه‌ای است که برای فرصت‌های از دست رفته پرداخت، می‌شود.

اهمیت این مفهوم چیست؟

زمانی که در مورد مصرف منابع کمیاب (دارای محدودیت مصرف)، جهت تولید کالایی معین از کالایی دیگر چشم‌پوشی می‌کنیم، در واقع آن کالای دیگر را جهت تولید کالای معینی، قربانی کرده‌ایم و این کاهش تولید (کالای فدا شده) را می‌توان به منزله هزینه تولید کالای معین تلقی کرد؛ که به آن هزینه فرصت گفته می‌شود.

درک فرصت از دست رفته در زمانی که یک شخص یا کسب و کار باید در مورد سرمایه گذاری تصمیم گیری کند اهمیت زیادی دارد.

اگر یک فرد و یا یک بنگاه، از میان چندین انتخاب متفاوت یکی را برگزیند، هزینهٔ فرصت این فرد یا بنگاه، معادل است با هزینه مرتبط با بهترین انتخاب ممکن از بین سایر انتخاب‌های باقی‌مانده که از آن صرف نظر شده‌است.

البته بیشتر اوقات در اقتصاد، هزینهٔ فرصت در پروژه‌های اقتصادی مطرح می‌گردد و هدف اصلی از طرح آن نیز بررسی تخصیص بهینه منابع موجود است. جدای از این تعریف ، مفهوم آن نیز نقش مهمی را در تضمین اینکه منابع کمیاب به صورت کارا مورد استفاده قرار گرفته‌اند یا نه، بازی می‌کند.

بنابراین محدود به هزینه‌های پولی و یا مالی نمی‌شود و هر چیزی که دارای ارزش باشد و از آن صرف نظر شده باشد، می‌تواند به عنوان هزینهٔ فرصت تلقی شود. از آن جمله می‌توان به هزینهٔ واقعی محصول صرف نظر شده، زمان و یا لذت از دست رفته اشاره کرد.

فرمول محاسبه هزینه/فرصت چیست؟

اکنون که با تعریف هزینه فرصت آشنا شده‌اید، باید در مورد فرمول آن و نحوه محاسبه این مفهوم به ارقام و اعداد مراجعه کنیم.

هزینه فرصت = FO – CO

در این فرمول متغیر FO نشان دهنده ارزش بهترین گزینه انتخاب نشده و CO ارزش گزینه انتخاب شده است.

با این حال ارزیابی دقیق هزینه فرصت امری مشکل است و حتی در بلند مدت نیز نمی‌توان به طور دقیق آن را تصمیم در باره جبران مخارج مالی پیش‌بینی کرد.

مثال سرمایه گذاری و هزینه فرصت

فرض کنید در یک سهام بورسی نرخ بازگشت سرمایه (ROI) برای سال بعد 12% است. اما سرمایه گذاری بر روی به‌روز رسانی تجهیزات برای شرکت شما 10% سود به دنبال خواهد داشت. مسلما سرمایه گذاری بر روی کسب و کار اهمیت زیادی دارد چرا که در بلند مدت منجر به افزایش بازدهی خواهد شد.

با این حال گزارش‌های مالی معمولا این مفهوم را درنظر تصمیم در باره جبران مخارج مالی نمی‌گیرند، اما مدیران کسب و کار‌ها معمولا از این مفهوم برای اتخاذ تصمیمات حساب شده استفاده می‌کنند.

بهترین مثال تعریف هزینه/فرصت چیست؟

فرض کنید شخصی که 10000 تومان دارد، می‌تواند یا یک کتاب بخرد و یا یک لباس. اگر او کتاب بخرد، هزینهٔ فرصت او لباس خواهد بود و اگر او لباس را بخرد، هزینهٔ فرصت او کتاب خواهد بود. اگر تعداد انتخاب‌های ممکن برای این شخص بیشتر از 2 مورد باشد و او یکی را انتخاب کند، هزینهٔ فرصت او، بهترین انتخاب از بین انتخاب‌های باقی‌مانده خواهد بود.

هزینه فرصت تصمیم یا انتخاب برابر است با بالاترین فرصت یا فایده از دست رفته ناشی از انتخابی که می توانست بجای انتخاب مزبور با صرف همان مقدار منابع و زمان به کار رفته صورت گیرد.

به عبارتی هزینه فرصت هر تصمیم برابر با بالاترین فایده ای است که به دلیل عدم اتخاذ سایر تصمیم ها از دست می رود. این تحلیل، مبنای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع می باشد.

مثال دیگر هزینه فرصت از دست رفته (opportunity cost)

تعریف ه زینه فرصت نه تنها برای اصطلاحات مادی و مالی به کار نمی‌رود بلکه اصطلاحی است برای هر چیز دارای ارزش.

به عنوان مثال شخصی که تمایل دارد هر دو برنامه تلویزیونی را که همزمان پخش می‌شود نگاه کند می‌تواند فقط یکی از آن برنامه‌ها را نگاه کند.

اگر شخصی یکی از برنامه‌ها را ضبط کند وقتی که برنامهٔ دیگر را نگاه می‌کند هزینه فرصت می‌تواند مدت زمانی باشد که فرد برای تماشای برنامه در مقابل برنامه‌های دیگر می‌گذارد.

در موقعیت رستوران هزینه فرصت می‌تواند، تست غذای ماهی باشد. یک خانواده ممکن است تصمیم بگیرد که دورهٔ تعطیلی کوتاه مدت را برای سفر به ”پاریس” استفاده کند بیش از آنکه به کارهای خانه رسیدگی کند. همچنین بهای داشتن فرزندان شادتر می‌تواند یک حمام تعمیر شده باشد!

در حفاظت محیطی هزینه فرصت همچنین قابل اجراست این مطب می‌تواند در قانون اثبات شود که باید بوی سرطانزای بنزین به طور کامل از بین برود. متأسفانه این مسئله نیازمند پالایشگاه‌هایی است که تجهیزاتی با قیمت میلیون‌ها دلار را نصب کند و هزینه را به عهدهٔ مصرف کننده‌ها بگذارد.

تعداد قابل توجهی از موارد سرطانی مربوط به بنزین است. اگرچه کم است اما چند مورد را در سال می‌توان در کشور ایالات متحده تخمین زد. بنابراین تصمیم کاهش بوها به خاطر، بهای سنگین آن مورد انتقاد قرار گرفته است. صدها میلیون دلار که برای این طرح صرف شده می‌توانست در مورد دیگری که بسیار سودمندتر است همچون کاهش مرگ و میر از طریق سرطان و اتومبیل مصرف شود. این اعمال (یا صریح‌تر یکی از بهترین آنها) هزینه فرصت کاهش بوی بنزین هستند.

بهترین رویکرد هزینه فرصت چیست؟

تحلیل و ارزیابی هزینه فرصت نقش مهمی را در تعیین ساختار سرمایه یک کسب و کار ایفا می‌کند. یک کسب و کار از بدهی و سرمایه سهام برای جبران خسارت قرض دهندگان و سرمایه گذاران برای ریسک سرمایه گذاری آن‌ها استفاده می‌کند.

برای نمونه دارایی‌هایی که برای پرداخت وام‌ها استفاده می‌شود را نمی‌توان در اوراق بهادار یا بورس سرمایه گذاری کرد. یک شرکت باید تصمیم بگیرد اگر توسعه یافتگی توسط اهرم بدهی می‌تواند درآمد بیشتری نسبت به سرمایه گذاری در این بازار‌ها به دنبال داشته باشد، باید در مبحث هزینه فرصت یکی از آن‌ها را انتخاب کند.

مقایسه سرمایه گذاری‌ها و هزینه فرصت

زمانی که در حال ارزیابی سود بالقوه انواع روش‌های سرمایه هستیم، کسب و کار‌ها به دنبال گزینه‌هایی هستند که احتمال بازدهی آن‌ها بالا باشد. اغلب آن‌ها برای ارزیابی و برآورد این بازدهی به دنبال نرخ ROR آن هستند.

نرخ ROR یا نرخ بازگشت (Rate of return) متغیری است که در هنگام برآورد هزینه فرصت از آن استفاده می‌شود. با این حال کسب و کار‌ها باید در برآورد‌های خود، هزینه فرصت هر یک از گزینه‌های جایگزین و تاثیرات آن در بلند مدت را نیز لحاظ کند.

فرض کنید یک کسب و کار 1000$ سرمایه در اختیار دارد. این کسب و کار باید بین سرمایه گذاری این دارایی بر روی سهام یا استفاده از آن در خرید دستگاه‌های جدید تصمیم گیری کند. بدون نظر گرفتن اینکه کسب و کار مورد نظر ما کدام یک از آن‌ها را انتخاب می‌کند، سود بالقوه گزینه‌ای که انتخاب نمی‌شود به عنوان هزینه فرصت در نظر گرفته خواهد شد.

در این مثال اگر کسب و کار این سرمایه را در سهام سرمایه گذاری کند، با فرض نرخ بازدهی 10 درصد، سود شرکت پس از یک سال 100$ خواهد بود. بنابراین نرخ سالانه ROR سرمایه گذاری در سهام 10 درصد است. البته با در نظر گرفتن سود ترکیبی و بازه سرمایه گذاری 2 تا 3 سال این سود در هر سال تا 120 دلار نیز افزایش پیدا می‌کند.

در حالت دیگر اگر کسب و کار از این سرمایه برای خرید دستگاه‌ها یا به‌روز رسانی آن‌ها استفاده کند. تولیدات افزایش پیدا خواهند کرد. با این حال تا زمان آموزش کارگران در استفاده از دستگاه جدید، این تجهیزات برای چند سال با نهایت بهره‌وری، استفاده نخواهند بود.

فرض کنیم در سال اول سود خالص (هزینه‌های جاری و آموزش) شرکت از این سرمایه گذاری 25 دلار بوده است، اما با کاهش هزینه آموزش و افزایش بهره‌وری دستگاه‌ها، سود شرکت در سال بعد 100 دلار و سال سوم 250 دلار خواهد بود.

از آن‌جایی که شرکت مورد نظر سرمایه محدودی در اختیار دارد و فقط باید یکی از گزینه‌ها را انتخاب کند، در مثال بالا بهای سرمایه گذاری در سهام و بورس در سال اول و دوم منطقی به نظر می‌رسد. اما از بازه طولانی‌تر مثل سه سال به بالا، با تحلیل هزینه فرصت، متوجه می‌شویم که سرمایه گذاری بر روی دستگاه‌ها ایده بهتری است.

مثالی از دنیای کریپتو و بیت کوین

بهترین مثالی که می‌توان برای هزینه فرصت در حوزه کریپتو مطرح کرد داستان معروف خرید پیتزا توسط بیت کوین است که به گران‌ترین پیتزای تاریخ شهرت دارد!

در این داستان در سال 2010، شخصی در ازای دو پیتزا 10,000 بیت کوین پرداخت کرد که در اوج قیمتی این کوین محبوب در سال 2022، هزینه پرداخت شده بابت آن دو پیتزا در سال 2010، بیش از 700 میلیون دلار برآورد می‌شود.

در اینجا هزینه فرصت در حفظ کوین‌ها و خرج کردن آن‌ها بوده است که هولد نکردن آن‌ها یک ضرر 700 میلیون دلاری به دنبال داشته است.

تفاوت هزینه غرق شده و هزینه فرصت چیست؟

هزینه غرق شده پولی است که در گذشته صرف چیزی شده است. در حالی که تعریف هزینه فرصت، به سود بالقوه کسب نشده در آینده بر روی یک سرمایه گذاری اشاره دارد. زمانی که در حال ارزیابی هزینه فرصت هستیم، هر هزینه غرق شده‌ای که قبلا اتفاق افتاده نادیده گرفته می‌شود مگر این که این هزینه‌ها نسبت به سرمایه‌های در نظر گرفته شده خروجی متفاوتی ارائه دهند.

برای مثال فرض کنید شما میزان 1000 واحد سهام شرکت A را به قیمت هر سهم 10 دلار خریداری کرده‌اید. در اینجا هزینه غرق شده شما 10,000$ است. این پولی است که شما برای سرمایه گذاری پرداخت کرده‌اید و برای باز پس گرفتن آن باید سهام نقد شود. در هزینه فرصت از ما خواسته می‌شود انتخاب کنیم سرمایه 10,000$ را برای بازدهی بهتر در کجا باید قرار دهیم.

از دیدگاه حسابداری، هزینه غرق شده به وجه پرداخت شده برای خرید یک دستگاه یا تجهیزات گران قیمت نیز اشاره دارد. این تجهیزات نیز با گذر زمان مستهلک خواهند شد اما از نظر هزینه غرق شده، به صورت مستقیم نمی‌توانید پول پرداخت شده در ازای آن را پس بگیرید.

رابطه ریسک و هزینه فرصت چیست؟

در اقتصاد‌ها، ریسک به احتمال بازدهی سرمایه گذاری و تفاوت آن در واقعیت گفته می‌شود به همین دلیل سرمایه گذار مقداری از سود یا اصل سرمایه را از دست می‌دهد.

اما در هزینه فرصت، نگرانی اصلی این است که در بین گزینه‌های موجود، بازدهی کدام یک از آن‌ها نسبت به دیگری بیشتر است و در بلند مدت این موضوع چگونه برآورد می‌شود.

تفاوت کلیدی ریسک و هزینه فرصت این است که ریسک عملکرد واقعی یک سرمایه گذاری را نسبت به عملکرد پیش‌بینی شده همان سرمایه گذاری ارزیابی می‌کند. در حالی که در هزینه فرصت، ما شاهد مقایسه عملکرد واقعی یک سرمایه گذاری نسبت به عملکرد واقعی یک سرمایه گذاری دیگر هستیم.

نتیجه گیری

هزینه فرصت یکی از مهم‌ترین پارامتر‌های مالی و اقتصادی است که بسیاری از شرکت‌ها باید در هنگام اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری و مالی به آن توجه کنند.

با این حال یکی از مهم‌ترین معایب چنین مفهومی این است که برآورد آن به شکل گسترده‌ای بر روی فرضیات و برآورد‌های کلی تکیه دارد. در هنگام برآورد هزینه فرصت هیچ راه دقیقی برای پیش بینی نتایج هر یک از گزینه‌های مالی وجود ندارد.

به همین دلیل شرکت‌ها یا سرمایه گذاران معمولا باید هزینه فرصت و تصمیمات سرمایه گذاری خود با به صورت تقریبی پیش‌بینی کنند و تاثیرات مالی آن را در نظر بگیرند.

این اصطلاح در واژه‌نامه جامع بورسینس منتشر شده است.تصمیم در باره جبران مخارج مالی

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

عملکرد مالی شرکت های سهامی

عملکرد مالی شرکت های سهامی – شرکت های سهامی معمولاً برای مدت نا محدودی تشکیل می‎شوند و در طول حیات خود دارای دوره ‎های مالی می باشند که در انتهای هر دوره، مجمع عمومی عادی عملکرد شرکت را بررسی می‎نماید. در صورتی که پس از بررسی حساب های شرکت، سودی وجود داشته باشد؛ مجمع عمومی عادی درخصوص ذخیره کردن یا تقسیم نمودن آن سود بین سهامداران تصمیم‎گیری می‎نماید.

تنظیم حساب های شرکت

هيأت‎ مديره شركت بايد پس از پایان سال مالي، لیست دارائي و ديون شركت را در پايان سال و هم‎چنين ترازنامه و حساب عملكرد و حساب سود و زيان شركت را به ضميمه گزارشي درباره فعاليت و وضع عمومي شركت طي سال مالي پیشین تنظيم كند (ماده ۲۳۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347) همچنین تعهداتي كه شركت آنها را تضمين كرده است مانند ضمانت اسناد تجاری بايد با قيد مبلغ در ذيل ترازنامه آورده شود (ماده۲۳۵ ل.ق). اسناد مالی مذكور بايد حداقل بيست روز قبل از تاريخ تشکیل مجمع عمومي عادي سالانه در اختيار بازرسان گذاشته شود (ماده ۲۳۲ ل.ق). در تنظيم حساب عملكرد و حساب سود و زيان و ترازنامه، شركت بايد از همان شكل و روش ارزيابيِ سال مالي قبل از آن استفاده نماید اما درصورتي كه تغيير در شكل و روش ارزيابي سال قبل لازم باشد، اسناد مذكور باید به هر دو شكل و هر دو روش، ارزيابي و تنظيم گردد تا مجمع عمومي با ملاحظه آنها و با توجه به گزارش هيأت‎ مديره و بازرسان نسبت به تغييرات پيشنهادي تصميم بگيرد (ماده۲۳۳ ل.ق). قانون برای تنظیم نادرست و همراه با سؤنیت ترازنامه مجازات معین ننموده و اگر این عمل مدیران، جرم باشد؛ مدیران مورد پیگرد قرار می گیرند.

تبديل سهام بانام به بی نام

مجمع عمومی عادی چیست

ترازنامه شرکت عبارت است از صورت‎ حسابی که وضع مالی شرکت را در تاریخی معین نشان می‎دهد. این صورت‎حساب میزان دارایی و بدهی و حقوق مالی صاحبان سهام شرکت را نشان می‎دهد. در ترازنامه بايد استهلاك اموال و اندوخته ‎هاي لازم درنظر گرفته شود حتی اگر پس از محاسبه استهلاك و اندوخته ‎ها، سود قابل ‎تقسيم برای سهامداران باقي نماند يا به میزان اندکی باقی بماند. منظور از اندوخته وجوهی است که شرکت باید آنها را برای استفاده در مواقع خاصی مانند پرداخت زیان شرکت و حوادث پیش‎ بینی نشده، ذخیره بنماید.

ترازنامه دارای دو ستون دارایی و بدهی است که در زیر مورد بررسی قرار می‎گیرد.

ستون دارایی معمولاً دربردارنده موارد زیر است:

۱- بخشی از سرمایه شرکت که سهامداران هنوز پرداخت نکرده‎اند.

۲- وجوهی که شرکت در صندوق و حساب های جاری خود در بانک ها دارد.

۳- هزینه‎ های تأسیس شرکت مانند حق‎ الثبت و تمبر سهام و هزینه ‎های افزایش سرمایه

۴- دارایی ثابت که عبارت است از اموالی که برای بهره ‎برداری شرکت لازم است و برای مدت زیادی قابل استفاده است مانند زمین، ماشین‎ آلات، سرقفلی و غیره.

۵- اموال مربوط به بهره ‎برداری مانند مواد اولیه و مواد ساخته ‎شده.

ستون بدهی معمولاً شامل موارد زیر است:

۱- سرمایه شرکت که همان مبلغ اسمی کلیه سهام شرکت می‎باشد.

۲- ذخایر شرکت مانند اندوخته قانونی و اختیاری

۳- مبالغی که از سود سال قبل به حساب سود سال بعد برده شده است.

۵- استهلاکات چیزی که به عنوان استهلاکات باید لحاظ شود، پایین آمدن ارزش دارایی ثابت است. پایین آمدن ارزش دارایی ثابت ممکن است در نتیجه استعمال یا تغییرات فنی و دلایل دیگری باشد (ماده۲۳۴ ل.ق).

۶- سایر هزینه‎ ها و مصارف

ترازنامه شرکت به حساب سود و زیان ضمیمه می‎شود. حساب سود و زیان دارای دو ستون بستانکار و بدهکار است. درآمدهای شرکت در قسمت بستانکار و هزینه‎ های شرکت در قسمت بدهکار قرار داده می‎شود. چنان‎چه جمع مبلغ قسمت بدهکار بیشتر باشد شرکت زیان داده و اگر مبلغ قسمت بستانکار بیشتر باشد نشان‎ دهنده سود شرکت است.

هر صاحب سهم مي‎تواند از پانزده روز قبل از انعقاد مجمع عمومي در مركز شركت بصورت حساب ها مراجعه كرده و از ترازنامه و حساب سود و زيان و گزارش عمليات مديران و گزارش بازرسان رونوشت بگيرد (ماده ۱۳۹ ل.ق). گزارشي درباره فعاليت و وضع عمومي شركت متضمن اطلاعاتی مانند فعالیت سال مالی شرکت، سود و زیان سال مالی، مشکلات احتمالی شرکت، لزوم یا عدم لزوم توسعه فعالیت شرکت در آینده می‎باشد.

مجمع عمومی نیز پس از شنیدن گزارش مدیران و بازرسان شرکت درخصوص تصویب حساب ها تصمیم می‎گیرد. باید توجه داشت که بدون قرائت گزارش بازرس يا بازرسان شركت در مجمع عمومي تصميم ‎گیری نسبت به ترازنامه و حساب سود و زيان سال مالي معتبر نخواهد بود (ماده۸۹ ل.ق). رییس و اعضای هیأت‎ مدیره شرکت سهامی باید حداکثر تا شش ماه پس از پایان هر سال مالی مجمع عمومی عادی صاحبان سهام را دعوت نماید والا به حبس از دو تا شش ماه یا به جزای نقدی از بیست هزار تا دویست هزار ریال یا به هر دو مجازات محکوم خواهد شد (ماده۲۵۴ ل.ق).

مجمع عمومی پس از تصویب حساب های شرکت و درصورت وجود سود، نسبت به تخصیص سود به سهامداران می‎پردازد.

وجود تصمیم در باره جبران مخارج مالی سود قابل تقسیم

سود قابل تقسيم عبارتست از سود خالص سال مالي شركت منهاي زيان هاي سال هاي مالي قبل و اندوخته قانوني و ساير اندوخته‎ هاي اختياري به علاوه سود قابل ‎تقسيم سال هاي قبل كه تقسيم نشده است (ماده ۲۳۹ ل.ق). سود خالص شركت در هر سال مالي عبارت است از درآمد حاصل در همان سال مالي منهاي كليه هزينه ‎ها و استهلاكات و ذخيره ‎ها (ماده ۲۳۷ ل.ق). بنابراین چنان‎چه درآمد شرکت بیش از هزینه ‎ها و استهلاک‎ ها باشد، شرکت دارای سود خالص است و درصورتی که درآمد کمتر از هزینه‎ ها و استهلاکات باشد، شرکت زیان نموده است.

اندوخته‎ ها قانونی و اختیاری شرکت

اندوخته قانونی عبارت است از سود خالص شركت پس از وضع زيان هاي وارده در سال هاي قبل که بايد معادل يك بيستم آن به‎ عنوان اندوخته قانوني کنار گذاشته شود (ماده ۲۳۸ ل.ق). همين كه اندوخته قانونی به يك دهم سرمايه شركت رسيد کنار گذاشتن آن اختياري است و درصورتي كه سرمايه شركت افزايش بيابد كسر يك بيستم مذكور ادامه خواهد يافت تا وقتي كه اندوخته قانوني به يك دهم سرمايه برسد (ماده۱۴۰ ل.ق). برای اندوخته قانونی موارد مصرف خاصی پیش‎ بینی نشده است و شرکت می‎تواند از این اندوخته برای فعالیت‎ های مختلف استفاده نماید. در هر صورت اندوخته قانونی بدهی شرکت به صاحبان سهم است. هدف از وجود اندوخته قانونی، افزایش تضمین پرداخت طلب طلبکاران شرکت است. به همین دلیل اگر تصمیم مجمع عمومی در خصوص تقسیم سود میان سهامداران متضمن کسر اندوخته قانونی باشد، باطل است (ماده ۲۳۸ ل.ق).

اندوخته اختیاری اندوخته ‎ای است که شرکت اختیار دارد در صورت تصمیم مجمع عمومی مبنی بر عدم تقسیم سود میان سهامداران آن را کنار بگذارد. باید توجه داشت که تقسيم سود بين صاحبان سهام فقط پس از تصويب مجمع عمومي جایز خواهد بود و در صورت وجود منافع، تقسيم ده در صد از سود ويژه سالانه (سود خالص) بين صاحبان سهام الزامي است (ماده ۹۰ ل.ق). بنابراین مجمع عمومی نمی‎ تواند پس از کنار گذاشتن اندوخته قانونی از سود خالص، تصمیم بگیرد که مابقی آن را به عنوان اندوخته اختیاری کنار بگذارد. بلکه باید اندوخته اختیاری را به‎ گونه ‎ای قرار تصمیم در باره جبران مخارج مالی دهد که بتوان ده درصد از سود خالص را بین سهامداران تقسیم نمود. عملکرد مالی شرکت های سهامی

چگونگی تقسیم سود قابل تقسیم

مجمع عمومي پس از تصويب حساب هاي سال مالي و احراز اينكه سود قابل ‎تقسيم وجود دارد مبلغي از آن را كه بايد بين صاحبان تقسيم شود تعيين خواهد نمود. علاوه براين مجمع عمومي مي‎تواند تصميم بگيرد كه مبالغي از اندوخته ‎هایي كه شركت در اختيار دارد (اندوخته اختیاری) بين صاحبان سهام تقسيم شود در اين صورت در تصميم مجمع عمومي بايد صريحاً قيد شود كه مبالغ مورد نظر از كدام يك از اندوخته ‎ها بايد برداشت و تقسيم گردد. هر سودي كه بدون رعايت مقررات اين قانون تقسيم شود منافع موهوم تلقي خواهد شد. نحوه پرداخت سود قابل تقسيم توسط مجمع عمومي تعيين مي‎شود و اگر مجمع عمومي در خصوص نحوه پرداخت تصميمي نگرفته باشد هيأت‎ مديره نحوه پرداخت را تعيين خواهد نمود ولي در هر حال پرداخت سود به صاحبان سهام بايد ظرف هشت ماه پس از تصميم مجمع عمومي راجع به تقسيم سود انجام پذيرد (ماده ۲۴۰ ل.ق). تمدید این مهلت حتی با اجازه دادگاه نیز مجاز نمی باشد. سود قابل تقسیم ممکن است به صورت نقدی به سهامداران پرداخت گردد. هم‎چنین ممکن است ارزش سود به صورت سهام جدید به آن‎ها داده شود.

عدم وجود سود قابل تقسیم

در صورتی که حساب‎ های شرکت نشان‎ دهنده وجود سود قابل تقسیم نباشد، پرداخت هیچ وجهی به صاحبان سهام امکان پذیر نمی ‎باشد و چنانچه وجهی پرداخت شده باشد، پرداخت سود موهوم محسوب می‎شود. همچنین در صورتی که شرکت زیان کرده باشد، این زیان در دفتر شرکت قید می‎گردد تا در دوره مالی بعدی در هنگام تقسیم سود محاسبه شود. به علاوه می‎توان برای جبران زیان از اندوخته‎ ها محاسبه نمود. عملکرد مالی شرکت های سهامی

تقسیم سود شرکت‎ های سهامی در بورس

برابر ماده ۴ آیین ‎نامه انضباطی شرکت های پذیرفته ‎شده در بورس مصوب 1376: «شرکت موظف است حداکثر ظرف مدت یک ماه پس از تاریخ تشکیل مجمع عمومی عادی سالانه و اتخاذ تصمیم درمورد تقسیم سود، برنامه زمان‎ بندی پرداخت سود را به سازمان کارگزاران اعلام نماید و سود تخصیصی به صاحبان سهام را طبق برنامه اعلام ‎شده و حداکثر در مدت قانونی، طبق مفاد ماده ۲۴۰ قانون تجارت و با استفاده از خدمات شبکه بانکی، در اختیار سهامداران قرار دهد». عملکرد مالی شرکت های سهامی

احسان نصوحی ارسال به ایمیل 10 خرداد 1394 آخرین بروزرسانی: 17 خرداد 1400

تعریف مخارج پیمان

ج‌‌ . سایر مخارجی‌ که‌ به‌ موجب‌ مفاد پیمان‌ مشخصاً قابل‌ مطالبه‌ از کارفرما است‌.

۱۳ . مخارج‌ مستقیم‌ یک‌ پیمان‌ دربر گیرنده‌ مواردی‌ از قبیل‌ کار مستقیم‌ (شامل‌ سرپرستی‌ و نظارت‌ مستقیم‌)، مواد اولیه‌ مصرفی‌، استهلاک‌ و اجاره‌ ماشین‌آلات‌ و تجهیزات‌، مخارج‌ جابجایی‌ مواد، ماشین‌آلات‌ و تجهیزات‌، مخارج‌ مستقیم‌ طراحی‌ و کمک‌ فنی‌، مخارج‌ براوردی‌ کارهای‌ اصلاحی‌ و تضمینی‌ و ادعا توسط‌ اشخاص‌ ثالث‌ است‌. این‌ مخارج‌ را می‌توان‌ به میزان‌ درآمدهای‌ اتفاقی‌ خارج‌ از شمول‌ تعریف‌ درآمد پیمان‌ (از قبیل‌ درآمد حاصل‌ از فروش‌ مواد و ماشین‌آلات‌ اضافی‌) کاهش‌ داد.

۱۴ . مخارج‌ مشترک‌ قابل‌ تسهیم‌ بین‌ پیمانهای‌ مختلف‌ مشتمل‌ بر حق‌ بیمه‌، مخارج‌ غیر مستقیم‌ طراحی‌ و کمک‌ فنی‌ و سربار پیمان‌ است‌. این‌ مخارج‌ برحسب‌ ماهیت‌ آن‌ طبقه‌بندی‌ و با اعمال‌ یکنواخت‌ روشهای‌ سیستماتیک‌ و معقول‌ به‌ پیمانهای‌ مختلف‌ تخصیص‌ می‌یابد. تخصیص‌ مزبور مبتنی‌ بر سطح‌ معمول‌ فعالیت‌ واحد تجاری‌ است‌. سربار پیمان‌ دربر گیرنده‌ مواردی‌ از قبیل‌ مخارج‌ تهیه‌ و پردازش‌ لیست‌ حقوق‌ کارکنان‌ پیمان‌ است‌. مخارج‌ مشترک‌ همچنین‌ می‌تواند با توجه‌ به‌ استاندارد حسابداری‌ شماره‌ ۱۳ با عنوان‌ حسابداری‌ مخارج‌ تأمین‌ مالی‌، دربرگیرنده‌ مخارج‌ استقراض‌ مرتبط‌ با پیمانها نیز باشد.

۱۵ . سایر مخارجی‌ که‌ به‌ موجب‌ مفاد پیمان‌ مشخصاً قابل‌ مطالبه‌ از کارفرما است‌، دربر گیرنده‌ مواردی‌ از قبیل‌ مخارج‌ اداری‌ عمومی‌ و مخارج‌ توسعه‌ می‌باشد که‌ جبران‌ آن‌ به طور مشخص‌ در پیمان‌ قید شده‌ است‌.

۱۶ . مخارجی‌ را که‌ نمی‌توان‌ به‌ فعالیت‌ پیمانکاری‌ یا به‌ یک‌ پیمان‌ مشخص‌ مربوط‌ دانست‌ جزء مخارج‌ پیمان‌ منظور نمی‌شود. نمونه‌هایی‌ از این‌ مخارج‌ عبارت‌ است‌ از مخارج‌ اداری‌، عمومی‌ و فروش‌، مخارج‌ تحقیق‌ و توسعه‌ که‌ جبران‌ آن‌ در پیمان‌ مشخص‌ نشده‌ و استهلاک‌ ماشین‌آلات‌ و تجهیزاتی‌ که‌ در فعالیت‌ پیمانکاری‌ استفاده‌ نشده‌ است‌.

۱۷ . مخارج‌ تحمل‌شده‌ قبل‌ از انعقاد پیمان‌، درصورت‌ انعقاد پیمان‌ در دوره‌ جاری‌ یا حصول‌ اطمینان‌ از انعقاد پیمان‌ در دوره‌ بعد، به حساب‌ پیمان‌ منظور می‌شود. هرگاه‌ این‌ مخارج‌ به عنوان‌ هزینه‌ دوره‌ای‌ که‌ در آن‌ وقوع‌ یافته‌ محسوب‌ شود و پیمان‌ در دوره‌ بعد منعقد گردد، چنین‌ مخارجی‌ را نباید به حساب‌ پیمان‌ برگشت‌ داد.

بودجه بندی سرمایه ای چیست و چه اهمیتی دارد؟

بودجه بندی سرمایه ای

بودجه ی سرمایه ای خلاصه ای است از سرمایه گذاری های برنامه ریزی شده در دارایی های ثابت. بودجه بندی سرمایه ای کل فرآیند تجزیه و تحلیل طرح ها و تصمیم گیری در این باره است که کدام یک را باید در بودجه سرمایه ای بگنجانیم. به عبارت دیگر بودجه بندی سرمایه ای عبارت است از، فرآیند تصمیم گیری برای تعیین مخارج سرمایه ای در دوره بودجه.
بودجه بندی سرمایه ای شامل، برنامه ریزی هزینه ها برای یک پروژه با یک چرخه ی حداقل یک ساله، اما نکته ای که وجود دارد این است که بودجه بندی سرمایه ای برای مردم فقط در مسائل مالی حسابداری مهم نیست، بلکه حتی در تجارت و کسب و کار برای آن ها ضروری به نظر می رسد برای مثال: یک بازاریاب یا مدیر تولید که یک محصول جدیدی را تولید می کنند باید مسبت به رویه های بودجه بندی سرمایه ای شرکت آشنایی داشته باشد.

تعریف بودجه بندی سرمایه ای

بودجه بندی سرمایه ای عبارت است از برنامه ریزی، ارزیابی و انتخاب طرح های سرمایه گذاری که در دوره های بلند مدت دارای بازده می باشد. بودجه بندی سرمایه ای، در واقع فرآیند تصمیم گیری برای تامین مخارج سرمایه ای در دوره بودجه یا فرآیند تشخیص ارزیابی، طرح ریزی و پشتیبانی مالی پروژه های عمده ی سرمایه گذاری واحدهای تجاری است.

در همه ی شرکت‌ ها فهرستی از طرح‌ها و پروژه‌ها، جهت برآورد هزینه‌های سرمایه‌ای توسط مدیران میانی و عملیاتی، تهیه می‌شود و پس از انجام بررسی‌ها و برگزاری جلسات، برخی از این طرح‌ها انتخاب می‌شوند، سپس بودجه سرمایه‌ای تهیه و جهت تصویب به هیئت مدیره ارائه می‌ شود.

هدف بودجه بندی سرمایه ای

هدف بودجه بندی، شناسایی و تعیین فرصت ها و طرح هایی است که ارزش آن ها بیش از هزینه آن ها است، البته علاوه بر این، هدف بودجه‌بندی سرمایه‌ای، به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است.

اهمیت بودجه بندی سرمایه ای

بودجه بندی سرمایه ای یکی از مهم ترین قسمت های تصمیم گیری و مدیریت است. اهمیت وجوه (منابع) به کار گرفته شده و همچنین زمان لازم جهت بازیافت سرمایه گذاری ها، انجام تجزیه و تحلیل های دقیق و قضاوت های معتبر را ضروری می سازد. هزینه های سرمایه ای موجب ایجاد تعهدات بلند مدت، به منظور تحصیل منافع آتی می گردد. این مخارج، هدف های اساسی واحد تجاری را تحت تاثیر قرار می دهند و بر موقعیت اقتصادی شرکت آثار بلند مدت و عمده ای دارند.
از آن جایی که منافع حاصل از هزینه های سرمایه ای، طی یک دوره زمانی نسبتاً طولانی حاصل می شود، لذا اشتباهات مدیریت در این زمینه می تواند باعث شود که واحد تجاری طی سال های متمادی هزینه های هنگفتی را متحمل گردد.

بودجه بندی سرمایه ای فرآیند تشخیص، ارزیابی، طرح ریزی و پشتیبانی مالی پروژه های سرمایه گذاری در واحدهای سازمانی است. تصمیماتی که در ارتباط با بودجه بندی سرمایه ای اتخاذ می شوند تا حدود زیادی بر موفقیت سازمان در دستیابی به هدف های تعیین شده اثر می گذارد، بنابراین بودجه بندی سرمایه ای نقش عمده ای را در موفقیت های بلند مدت این واحد ها ایفا می کند.
کنترل صحیح هزینه های سرمایه ای از طریق بررسی و ارزیابی هر یک از درخواست ها و قبل از وقوع هزینه های مزبور اعمال می گردد. اعمال کنترل های مدیریت مستلزم دریافت اطلاعاتی در ارتباط با برآوردهای مهندسی، حجم مورد انتظار فروش، هزینه های تولید و هزینه های توزیع و فروش می باشد. مدیریت معمولاً نسبت به انطباق فعالیت ها با اهداف بلند مدت واحد تجاری اعتقاد راسخ دارد و اساساً تمایل بر آن است که از بهبود وضعیت مالی واحد تجاری در نتیجه ی انجام طرح، اطمینان حاصل شود.

عوامل موثر بر تصمیمات بودجه بندی سرمایه ای

در ادامه به بررسی عواملی که ممکن است بر تصمیمات سرمایه گذاری مدیران اثر بگذارند، می پردازیم.

بودجه بندی سرمایه ای

تاثیر شرایط اقتصادی در بودجه بندی سرمایه ای

شرایط اقتصادی و تغییرات آن، بر عملیات تجاری و نحوه تصمیم گیری مدیران موثر است. در شرایط مساعد اقتصادی مدیران به افزایش سرمایه گذاری، ایجاد ظرفیت تولیدی جدید و آمادگی برای تأمین تقاضای بیشتر مشتریان تمایل دارند، در چنین شرایطی ممکن است حتی ظرفیت های اضافه بر نیاز ایجاد شود تا از صرف مخارج بیشتر در دوره های آینده پرهیز گردد. میزان و نحوه تأثیر تغییرات اقتصادی بر یک واحد تجاری و تولیدی معمولاً به ماهیت کار و تجارت آن بستگی دارد.

سیاست های رشدی در بودجه بندی سرمایه ای

بسیاری از واحدهای تجاری و تولیدی در حال پیشرفت، بیش از توان مدیریت خود، پروژه های سرمایه گذاری سودآور در اختیار دارند. در این گونه موارد به جای قبول کلیه پروژه های سود آور، تنها پروژه هایی پذیرفته می شوند که بتوانند این شرایط را با موفقیت اداره کنند و به موقع به اجرا در آورند، بدهی است که این گونه پروژه ها از صدر فهرست اولویت ها انتخاب می شوند.

ارزیابی مخاطره در بودجه بندی سرمایه ای

در بودجه بندی سرمایه ای، اصطلاح مخاطره به معنای نوسانات احتمالی در وجوه نقدی مورد انتظار پروژه های سرمایه گذاری، به کار برده می شود. این مخاطره معمولاً در مدل های بودجه بندی سرمایه ای در نظر گرفته نمی شود و تنها کاری که در این مورد انجام می گیرد، اهمیت و بها دادن بیشتر به وجوه نقد حاصل در زمان های نزدیک تر است. در برخی موارد، مدیریت ممکن است پروژه های سرمایه گذاری سودآور را به دلیل مخاطره زیاد آن حذف کند یا در مواردی، این گونه پروژه ها را در طبقه ی مجزایی مورد ارزیابی قرار دهد.

عوامل ادراکی در بودجه بندی سرمایه ای

مدل های ارزیابی پروژه های سرمایه گذاری، الزاماً و در کلیه موارد به اتخاذ تصمیمات بهینه منجر نمی شود، زیرا برخی از مدیران معتقدند که سال ها تجربه به همراه درک مسائل تجاری از مهم ترین عوامل ارزنده در تصمیم گیری های بودجه بندی سرمایه ای است، البته در عمل مدیران موفقی وجود دارند که بدون استفاده از مدل های ریاضی، تصمیمات مناسب بودجه بندی سرمایه ای را انتخاب کرده اند.

نقش مدیریت مالی در بودجه بندی سرمایه ای

ارزیابی مالی طرح های سرمایه گذاری بر عهده مدیران مالی است، پس به همین دلیل باید به دو نوع سرمایه گذاری توجه شود:

1- سرمایه گذاری هایی که هدف آن ها مستقیماً افزایش فروش و سود شرکت است.
2- سرمایه گذاری هایی که هدف آن ها کاهش هزینه ها و در نتیجه افزایش سود شرکت است.

ماهیت این سرمایه گذاری ها به گونه ای است که پس از تصمیم گیری، سودآوری شرکت برای چندین سال تحت تأثیر قرار می گیرد. از دیدگاه مدیریت مالی، هدف بودجه بندی سرمایه ای عبارت است از گزینش آن دسته از طرح های سرمایه گذاری بلند مدت که انتظار می رود با اجرای این طرح ها، ثروت صاحبان سهام به حداکثر برسد.

شرایط اقتصادی به طور مداوم در حال تغییر است و حتی بهترین پیش بینی های مرتبط با عملیات آتی با گذشت زمان تجدید نظرهایی را ایجاب می کند. به موازات تحصیل اطلاعات جدید در ارتباط با تقاضا برای محصولات واحد تجاری، تغییرات تکنولوژیکی، بهای تمام شده تولید و طرح های سرمایه گذاری باید مورد بررسی مجدد قرار گیرد و در صورت لزوم تغییراتی در آن ها اعمال گردد، اطلاعات جدید، بخش هایی از واحد تجاری را مشخص می کند که تعهدات مالی بیشتری را توجیه می کند یا توقف پروژه ای را که به طور دائمی زیان ده است توصیه می نماید. اشتباهات و موفقیت های گذشته، راهنمای تشخیص نقاط قوت و ضعف فرآیند بودجه بندی سرمایه ای محسوب می شود.

مراحل اجرایی بودجه بندی سرمایه ای

– تشخیص و شناسایی طرح های سرمایه گذاری
– ارزیابی و تعیین مطلوبیت هر یک از طرح ها
– گزینش طرح مطلوب
– طبقه بندی طرح ها و انتخاب بهترین آن ها در صورتی که وجوهِ موجود برای تأمین مالی مجموعه ای از سرمایه گذاری ها کافی نباشد.
– تجزیه و تحلیل نتایج تصمیمات گذشته، که در مورد طرح های سرمایه گذاری گرفته شده است.

احتمال دارد برخی طرح های سرمایه گذاری در یکی از مراحل فوق رد شوند. اجرای یک طرح وقتی متوقف می شود که مدیران شرکت اطمینان یابند که ادامه آن تاثیری در افزایش ثروت سهامداران نخواهد داشت. بودجه بندی سرمایه ای را غالبا فرآیندی پویا می دانند، زیرا می تواند طرح های مختلف را به صورت مستمر شناسایی کند.

2مورد از مفروضات بودجه بندی سرمایه ای

در بودجه بندی سرمایه ای 2 مورد مفروضات وجود دارد که در ادامه به بررسی آن ها می پردازیم.

مراحل اجرایی بودجه بندی سرمایه ای

1. به حداکثر رساندن سود سهامداران

مبنای اصلی رد یا قبول طرح های مختلف سرمایه گذاری، نقشی است که این طرح ها در افزایش ثروت سهامداران شرکت ایفا می کند، در غیر این صورت به سایر اهداف شرکت برای تصمیم گیری در این خصوص، توجه نمی شود.

2.قطعی بودجه میزان درآمد و هزینه ها

کل درآمد ها و هزینه های مربوط به هر یک از طرح های سرمایه گذاری به صورت قطعی، قابل تعیین هستند. در این خصوص روش هایی وجود دارد که با استفاده از آن ها می توان با کمترین اشتباه مقادیر را پیش بینی کرد.

7 طرح سرمایه گذاری در بودجه بندی سرمایه ای

در بودجه بندی سرمایه ای از طرح های سرمایه گذاری استفاده می شود که در ادامه به بررسی 7 مورد از آن ها می پردازیم.

1.پروژه های مستقل

طرح هایی هستند که از دیگر طرح های سرمایه ای تاثیر نمی پذیرند.

2.پروژه های غیر مستقل (وابسته)

چنان چه جریانات نقدی طرح اول ما از جریانات نقدی طرح دوم ما تاثیر پذیرفت، طرح اول طرحی غیر مستقل (وابسته) به طرح دوم خواهد بود. طرح های غیر مستقل را با توجه به ماهیت وابستگی می توان به دو بخش تقسیم نمود.

الف) اگر به واسطه تصمیم گیری مدیران، طرح دوم به نوعی اجرا شود که سود طرح اول را افزایش دهد یا هزینه طرح اول را کاهش دهد، به طرح دوم مکمل طرح اول گفته می شود.

ب) اگر تصمیم گیری به گونه ای باشد که بخشی از هزینه های اجرای طرح های جدید از محل فروش پروژه های قدیمی جبران شود این دو پروژه جانشین هم محسوب می شوند.

3. پروژه های ناسازگار

چنان چه با ارزیابی یک پروژه، پروژه های دیگر منتفی شود، به این پروژه های رقیب گفته می شود.

4. جریان های ورودی و خروجی به صورت نقد

داده هایی که از آن ها برای قضاوت و ارزیابی پیشنهادهای سرمایه گذاری استفاده می شود، جریان های نقدی هستند، نه ارقام مربوط به سود طرح، زیرا شرکت برای پرداخت سودهای سهام عادی و ممتاز به پول نقد نیاز دارد و اگر بتواند از محل سرمایه گذاری ها بازده نقدی به دست آورد، دیر یا زود ورشکست خواهد شد. جریان های نقدیِ ورودی و خروجی به صورت سالانه محاسبه می شوند، یعنی وجوه نقد فقط یک بار در سال به داخل شرکت یا به خارج از آن جریان می یابد.

5- الگوهای متعارف جریان های نقدی یک طرح

معمولا هر نوع سرمایه گذاری با جریان نقدی خروجی آغاز می شود و بودجه حاصل از اجرای طرح، نشان دهنده جریان نقدی ورودی به شرکت است.

اگر برای جریان های خروجی علامت (-) و برای جریان های ورودی علامت (+) انتخاب کنیم، آنگاه جریان نقدی متعارف را یک سلسله جریان نقدی که فقط یکبار تغییر جهت می دهد تعریف می کنیم.
برای مثال: +،+،+،- یک الگوی جریان نقدی متعارف شناخته می شود، اما اگر به صورت -،+،+،- باشد نمی توان آن را جریان نقدی متعارف نامید، زیرا این جریان دوباره تغییر جهت داده است.

6. ثابت بودن و مشخص بودن نرخ بازده مورد توقع

معمولا نرخ بازده مورد توقع، حداقل نرخی است که شرکت باید به دست آورد تا این که ثروت سهامداران آن کاهش نیابد. نرخ بازده مورد توقع را (هزینه ی سرمایه) می نامند.

7. عدم وجوه جیره بندی سرمایه ای

اگر شرکتی وجوه لازم را برای اجرای تمام طرح های خود در اختیار داشته باشد، می گوییم شرکت با مسأله (جیره بندی سرمایه) رو به رو است و در چنین مواردی باید از اجرای بعضی از طرح ها دست بردارد.

حسابداران خبره

قالب وبلاگ

در مورد تقسیم سود میان سهام داران توسط مجمع عمومی باید بین دو فرض تفکیک قائل شویم:

فرض وجود سود قابل تقسیم و فرض عدم آن.

الف) فرض وجود سود قابل تقسیم

«سود قابل تقسیم عبارت است از سود خالص سال مالی شرکت منهای زیانهای سالهای مالی قبل و اندوخته قانونی . و سایر اندوخته های اختیاری بعلاوه سود قابل تقسیم سالهای قبل که تقسیم نشده است»(ماده 239 لایحه قانونی 1347).

1.سود خالص. همان طور که گفتیم، ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت بیانگر میزان درآمد شرکت و نیز هزینه ها و استهلاکات و ذخیره ها در سال مالی است. «سود خالص شرکت در هر سالی مالی عبارت است از درآمد حاصل در همان سال مالی منهای کلیه هزینه ها و استهلاکات و ذخیره ها»(ماده 237 لایحه قانونی 1347). هرگاه درآمد شرکت بیش از هزینه ها و استهلاکات باشد، شرکت دارای سود خالص است؛ در صورت عکس معلوم می شود که شرکت، به میزان تفاوت بین درآمد و هزینه ها، متحمل زیان شده است.

اندوخته قانونی. طبق روال گذشته(ماده 57 ق.ت) در لایحه 1347 تمام شرکتهای سهامی مکلف اند مبلغی از سود خالص را به عنوان اندوخته قانونی کنار بگذارند.

[1] این مبلغ معادل یک بیستم سود خالص شرکت پس از وضع زیانهای وارد آمده در سالهای قبل است(ماده 238 لایحه قانونی 1347). «همین که اندوخته قانونی به یک دهم سرمایه شرکت رسید موضوع کردن آن اختیاری است و در صورتی که سرمایه شرکت افزایش یابد کسر یک بیستم مذکور ادامه خواهد یافت تا وقتی که اندوخته قانونی به یک دهم سرمایه بالغ گردد»(ماده 140 لایحه قانونی 1347).

قانون گذار برای مصرف اندوخته قانونی پیش بینی خاصی نکرده است؛ از این رو، شرکت می تواند برای فعالیتهای مختلفی که می خواهد آن را به کار برد. در هر صورت، اندوخته قانونی از بدیهیهای شرکت به صاحب سهم است ـ هرچند وجود آن توان مالی شرکت را بیشتر می کند.

هدف قانون گذار از پیش بینی اندوخته قانونی بالا بردن تضمین طلب طلبکاران از شرکت است؛ بنابراین، ضمن الزامی کردن اندوخته مزبور مقرر کرده است که هرگاه تصمیم مجمع عمومی در مورد تقسیم سود میان سهام داران متضمن کسر اندوخته قانونی نباشد، باطل است(ماده 238 لایحه قانونی 1347).

اندوخته اختیاری. منظور از اندوخته اختیاری اندوخته ای است که شرکت مختار است، در صورت تصمیم مجمع عمومی مبنی بر عدم تقسیم سود میان سهام داران، بنا بر تصمیم این مجمع، آن را کنار بگذارد. اطاق اندوخته اختیاری به این نوع اندوخته به دلیل آن است که، بر خلاف اندوخته قانونی، شرکت ملزم به کنار گذاشتن آن نیست.

[۲] اندوخته اختیاری را نباید با ذخیره هایی که قانون گذار پیش بینی کرده است اشتباه کرد. این ذخیره ها در ترازنامه شرکت قید می شود و به مصارفی می رسد که در ماده 234 لایحه قانونی 1347 ذکر شده است.

از آنجا که مجمع عمومی، به عنوان نهاد تصمیم گیرنده در مورد اندوخته اختیاری، ممکن است از اختیار خود سوء استفاده کند و مبالغ هنگفتی را بابت اندوخته اختیاری کنار بگذارد و بدین ترتیب حقوق صاحبان سهام اقلیت که می خواهند سود سالانه حاصل از سرمایه گذاری خود را دریافت کنند ضایع شود، قانون گذار ایران، روش منطقی ذیل را در پیش گرفته است:

«تقسیم سود و اندوخته بین صاحبان سهام فقط پس از تصویب مجمع عمومی جایز خواهد بود، و در صورت وجود منافع، تقسیم 10 درصد از سود ویژه سالانه [یعنی سود خالص موضوع ماده 237 لایحه قانونی 1347] بین صاحبان سهام الزامی است». این قاعده که در ماده 90 لایحه مذکور مقرر شده است، از مواردی است که قانون گذار برای جلوگیری از سوء استفاده از حق اکثریت و به نفع اقلیت سهام داران پیش بینی کرده است؛ تصمیم در باره جبران مخارج مالی بنابراین، مجمع عمومی نمی تواند پس از وضع اندوخته قانونی از سود خالص تصمیم بگیرد بقیه را بابت اندوخته اختیاری کنار بگذارد، بلکه باید اندوخته اختیاری را طوری وضع کند که بتوان 10 درصد از سود خالص را بین صاحبان سهام تقسیم کرد.

مبلغ سود قابل پرداخت:

به موجب ماده 240 لایحه قانونی 1347:« مجمع عمومی پس از تصویب حسابهای سال مالی و احراز اینکه سود قابل تقسیم وجود دارد، مبلغی از آن را که باید بین صاحبان سهام تقسیم شود تعیین خواهد نمود. علاوه بر این، مجمع عمومی می تواند تصمیم بگیرد که مبالغی از اندوخته هایی که شرکت در اختیار دارد[یعنی اندوخته های اختیاری] بین صاحبان سهام تقسیم شود؛ در این صورت، در تصمیم مجمع عمومی باید صریحاً قید شود که مبالغ مورد نظر از کدام یک از اندوخته ها باید برداشت تقسیم شود. هر سودی که بدون رعایت مقررات قانونی تصمیم در باره جبران مخارج مالی تقسیم شود، منافع موهوم تلقی خواهد شد. نحوه پرداخت سود قابل تقسیم توسط مجمع عمومی تعیین می شود. ». مجمع عمومی ممکن است تصمیم بگیرد سود اختصاص نیافته به صاحبان سهام فوراً به آنها پرداخت شود. همچنین ممکن است تاریخی را که از آن تاریخ پرداخت سود شروع شده است، معین کند. اگر مجمع اخیر در م ورد تاریخ تصمیم نگرفته باشد هیئت مدیره می تواند آن را معین کند، ولی در هر تصمیم در باره جبران مخارج مالی حال پرداخت سود باید ظرف هشت ماه پس ازتصمیم مجمع عمومی راجع به تقسیم سود انجام پذیرد(قسمت اخیر ماده 240 لایحه قانونی 1347). از تاریخ تصمیم گیری مجمع عمومی در مورد اختصاص سود به سهام داران، صاحبان سهام بابت سود اختصاص یافته به خود طلبکار شرکت تلقی می شوند و در صورت ورشکستگی شرکت نیز در ردیف دیگر طلبکاران شرکت در غرما قرار می گیرند.

سود قابل تقسیم ممکن است به صورت نقد به سهام داران پرداخت شود. همچنین ممکن است به میزان ارزش سود مذکور سهام جدید به آنان داده شود. طریق اخیر یکی از طرق افزایش سرمایه شرکت است که در جای خود درباره آن صحبت خواهیم کرد.

ب)فرض عدم سود قابل تقسیم

هرگاه حسابهای شرکت بیانگر عدم وجود سود قابل تقسیم باشد، پرداخت هیچ گونه وجهی به صاحبان سهام میسر نیست و اگر وجهی به آن پرداخت شود، در حکم پرداخت سود موهوم است که قانون گذار آن را محکوم کرده و برای تخلف از این قاعده مجازات کیفری معین نموده است(بند یک ماده 258 ناظر بر ماده 240 لایحه قانونی 1347).

[3] هرگاه شرکت زیان کرده باشد در دفاتر ذکر می شود تا در دوره مالی بعدی در تقسیم سود احتساب شود. راه حل دیگر این است که برای جبران زیان از اندوخته ها استفاده شود. البته، اگر زیان وارد آمده معادل نصف سرمایه یا بیشتر باشد، صاحبان سهام باید دعوت شوند تا ضمن تشکیل جلسه مجمع عمومی فوق العاده در مورد انحلال یا ابقای شرکت تصمیم گیری کنند(ماده 141 لایحه قانونی 1347).

[1] - قانون گذار در ماده 57 قانون تجارت 1311 از سرمایه احتیاطی صحبت کرده است که همان اندوخته قانونی فعلی است.

[2] - به موجب ماده مذکور، پایین آمدن ارزش دارایی ثابت شرکت به هر علتی باید در استهلاکات قید شود. برای جبران کاهش احتمالی ارزش دیگر اقلام دارایی و زیانها و هزینه های احتمالی باید ذخیره لازم منظور گردد.

[3] - البته، باید توجه کرد که تقسیم هر سود موهومی بین صاحبان سهام مجازات کیفری ندارد، بلکه باید شرایط ذیل محقق گردد: تقسیم سود موهوم بدون صورت دارایی و ترازنامه یا به استناد صورت دارایی و ترازنامه مزور (بند یک ماده 258 لایحه قانونی 1347).



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.